رنگین کمان

وبلاگ شخصی نسرین زبردست

رنگین کمان

وبلاگ شخصی نسرین زبردست

ایده ی سرودن «نشانی»

نسرین زبردست | يكشنبه, ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

همانطورکه در پیاده‌روی زرد پاییز قدم می زنم و برگ های خشک درختان را ازنظر می گذرانم، واژه"نشانی"درذهنم نقش می‌بندد. پیش خود می گویم:  
"هرچیزی نشانه ای دارد. 
نشانه پاییز، برگهای زرد درختان است.  
نشانه پرندگان، پرواز. 
و نشانه آدم‌ها؟"
 
چهره های مختلفی ازمقابل چشمانم رد میشوند و با یک ویژگی خاص خودنمایی می‌کنند: 
-برخی با مهربانی شان. 
-برخی با گذشت و فداکاری.  
-برخی با لبخندی که بر لب دارند. 
-برخی با کارهای ماندگارشان درتاریخ.

برای لحظه ای روی حریرنرم برگها می ایستم. به آسمان گرفته پاییز با ابرهای خاکستری رنگش چشم می دوزم و زیرلب زمزمه میکنم‌: "پس من چی؟"
در ذهن، خودم را می تکانم. می فشارم، مثل لباسی خیس روی رخت آویز پهن می کنم و می‌بینم کلمات، قطره قطره از نوک انگشتانم بر صفحات کاغذ می‌چکد. 
حالا می فهمم. نشانه من، واژه‌هایم هستند. واژه‌هایی که مثل خون در رگ‌هایم جاری اند و گاه و بیگاه به شکل های مختلف، خودی نشان می دهند. 
در ذهنم این جمله نقش می‌بندد: 

"نشانی واژه‌هایم را از رگ‌هایم بگیر" 

باد سرد پاییز صورتم را می سوزاند.از پیچ کوچه می گذرم و قدم به ابتدای خیابان می‌گذارم. صدای بوق ماشین‌ها و ویراژ موتورها کلمات را فراری می‌دهند و من با گوش سپردن به صداهایی که از کنارم می‌گذرند با دنیای شاعرانه‌ام خداحافظی می‌کنم.

👤نسرین زبردست

🆔 @booksnz

 

برشی از شعر نشانی:

«...نشانی واژه‌هایم را
از کوچه‌های خلوت آفتاب بگیر
از دریچه‌ی باز رنگین‌کمان
و پنجره‌ی بارانی یک اتاق
که گل‌های شمعدانی واژه‌هایم را
کنار آیِنه‌اش به یادگار می‌گذارم...»
(کتاب چلچراغ های خاموش، نسرین زبردست)

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی